سیاست زمانی معنای واقعی خود را از دست میدهد که از زندگی روزمرهٔ مردم جدا شود. هنگامی که خانوادهای برای تهیهٔ نان، دارو و سوخت با دشواری روبهرو است، هنگامی که جوانی آیندهای در برابر خود نمیبیند و هنگامی که زنان از حق آموزش و کار محروم میشوند، هیچ بحثی دربارهٔ قدرت و حکومتداری نمیتواند بدون پاسخ به این واقعیتها کامل باشد.
افغانستان امروز تنها با بحران اقتصادی روبهرو نیست؛ با بحران فرصتهای انسانی نیز مواجه است. ضعف تولید داخلی، بیکاری، وابستگی اقتصادی و محدودیتهای اجتماعی، کشور را در وضعیتی قرار دادهاند که بخش بزرگی از تواناییهای جامعه بلااستفاده مانده است. این وضعیت را نمیتوان با آمارهای رسمی یا وعدههای توسعه پنهان کرد.
از دیدگاه ماتریالیسم تاریخی، سیاست و اقتصاد دو قلمرو جداگانه نیستند. ساختار قدرت، مناسبات مالکیت و چگونگی توزیع منابع بر زندگی واقعی مردم تأثیر میگذارند. بنابراین، بررسی بحران افغانستان مستلزم آن است که به جای تمرکز صرف بر چهرههای سیاسی، مناسباتی را بررسی کنیم که فقر، وابستگی و محرومیت را تداوم میبخشند.
در سطح جهانی نیز رقابت قدرتهای بزرگ، جنگها و کشمکش بر سر منابع و بازارها، پیامدهایی فراتر از مرزهای کشورهای درگیر دارند. افزایش هزینههای نظامی و اختلال در مسیرهای تجارتی میتواند قیمت مواد اولیه، انرژی و مواد غذایی را بالا ببرد؛ در حالی که کارگران و خانوادههای کمدرآمد کمترین امکان را برای مقابله با این فشارها دارند.
اما یک پرسش اساسی همچنان باقی است: چرا پیشرفت علمی و افزایش ظرفیت تولید، الزاماً به بهبود زندگی اکثریت مردم منجر نمیشود؟ پاسخ مارکسیستی به این پرسش، توجه به مالکیت، مناسبات تولید و تقسیم دستاوردهای کار اجتماعی است. مسئله فقط تولید ثروت نیست؛ مسئله این است که ثمرات آن چگونه و میان چه کسانی توزیع میشود.
برای افغانستان، عبور از این وضعیت نیازمند بازسازی تولید داخلی، توسعهٔ کشاورزی و صنعت، گسترش آموزش، ایجاد اشتغال و پایاندادن به محرومیت زنان از مشارکت اجتماعی است. هیچ برنامهٔ توسعهای بدون استفاده از ظرفیت نیمی از جمعیت کشور نمیتواند به نتیجهای پایدار برسد.
سیاست باید در خدمت زندگی انسان باشد، نه زندگی انسان در خدمت حفظ قدرت سیاسی. این معیار ساده اما بنیادی، هر برنامه و تشکیلاتی را که مدعی دفاع از مردم است، در برابر مسئولیت تاریخی و اجتماعیاش قرار میدهد.
آیندهٔ افغانستان با شعارهای پرطمطراق ساخته نمیشود؛ با تغییر شرایطی ساخته میشود که امروز امکان زندگی شایسته را از میلیونها انسان گرفته است.