بازگشت به فهرست خبرها و مقالات
مقاله
زبان: دری نویسنده: یما افغان

زیر پرچم امنیت، در خدمت قدرت؛ قانون پاتریوت آمریکا و گسترش ماشین سرکوب دولتی در عصر امپریالیسم

نقد مارکسیستی ـ لنینیستیِ تمرکز قدرت، نظارت دولتی و محدودسازی آزادی‌های مدنی

۲۶ اکتوبر؛ روزی برای بازاندیشی در رابطهٔ امنیت و آزادی

در ۲۶ اکتوبر ۲۰۰۱، جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، قانون موسوم به «پاتریوت آمریکا» را در واکنش به حملات ۱۱ سپتمبر امضا کرد. این قانون اختیارات نهادهای امنیتی و استخباراتی را در زمینهٔ تحقیقات، گردآوری اطلاعات و نظارت گسترش داد و بحث‌های گسترده‌ای را دربارهٔ مرز میان امنیت ملی و آزادی‌های مدنی برانگیخت.

پرسش اساسی همچنان پابرجاست: امنیت به چه بهایی تأمین می‌شود و چه کسی بر قدرتی که به نام امنیت گسترش می‌یابد، نظارت می‌کند؟

قانون پاتریوت؛ گسترش اختیارات دستگاه امنیتی

دولت امریکا هدف این قانون را تقویت مبارزه با تروریزم اعلام کرد؛ اما گسترش صلاحیت‌های نظارتی، دسترسی به برخی اطلاعات شخصی و تسهیل تبادل اطلاعات میان نهادهای دولتی، نگرانی‌هایی را دربارهٔ حریم خصوصی، آزادی‌های فردی و محدودیت نظارت قضایی به وجود آورد.

از دیدگاه انتقادی، بررسی چنین قوانینی نباید تنها به اهداف اعلام‌شدهٔ دولت محدود بماند؛ بلکه باید پیامدهای عملی آن‌ها، میزان پاسخ‌گویی نهادهای امنیتی و ضمانت‌های حقوقی در برابر سوءاستفاده از قدرت را نیز در بر گیرد.

از دیدگاه مارکسیستی ـ لنینیستی؛ دولت، قدرت و مناسبات طبقاتی

تحلیل مارکسیستی ـ لنینیستی، دولت را جدا از ساختار اقتصادی، مناسبات طبقاتی و توزیع قدرت در جامعه بررسی نمی‌کند. از این منظر، هنگام گسترش اختیارات امنیتی باید پرسید: چه کسانی تصمیم می‌گیرند، چه کسانی تحت نظارت قرار می‌گیرند و چه سازوکارهایی از حقوق مردم در برابر تمرکز قدرت محافظت می‌کنند؟

اعلام وضعیت اضطراری یا تهدید امنیتی ممکن است زمینهٔ گسترش اختیارات دولت را فراهم سازد؛ اما این اختیارات، اگر بدون نظارت مؤثر و پاسخ‌گویی کافی باقی بمانند، می‌توانند خطر محدودشدن آزادی‌های مدنی را افزایش دهند. با این حال، داوری دربارهٔ هر مورد مشخص باید بر شواهد و بررسی دقیق عملکرد نهادهای دولتی استوار باشد، نه بر ادعاهای اثبات‌نشده.

امنیت بدون آزادی؛ امنیت برای چه کسی؟

تجربهٔ قانون پاتریوت نشان می‌دهد که مبارزه با تروریزم و حفاظت از جامعه، بحث دربارهٔ حریم خصوصی، آزادی بیان، حق تشکل و دادرسی عادلانه را از میان نمی‌برد. اصلاحات قانونی سال ۲۰۱۵ نیز بخشی از اختیارات مرتبط با گردآوری انبوه فراداده‌های تلفنی داخلی را تغییر داد؛ موضوعی که نشان‌دهندهٔ ادامهٔ مناقشه بر سر حدود قدرت نظارتی دولت است.

امنیت عمومی زمانی با حقوق مردم سازگار می‌ماند که اقدامات امنیتی ضروری، متناسب، قانون‌مند و زیر نظارت مؤثر نهادهای پاسخ‌گو باشند.

وظیفهٔ نیروهای مترقی؛ دفاع از حقوق مردم

نیروهای مترقی و جنبش‌های کارگری باید از آزادی‌های مدنی، حریم خصوصی، حق اعتراض مسالمت‌آمیز و آزادی سازمان‌یابی دفاع کنند. نقد قدرت دولتی نیز زمانی اعتبار سیاسی و اخلاقی دارد که بر اسناد، شواهد و بررسی انتقادی استوار باشد و از تعمیم‌های بی‌پشتوانه دوری کند.

نتیجه‌گیری؛ هیچ قدرتی نباید فراتر از پاسخ‌گویی قرار گیرد

قانون پاتریوت آمریکا یادآور این واقعیت است که گسترش اختیارات دولت به نام امنیت، ضرورت نظارت عمومی و دفاع از حقوق اساسی مردم را دوچندان می‌سازد. امنیت واقعی با خاموش‌ساختن جامعه یا محدودکردن بی‌ضابطهٔ آزادی‌ها به دست نمی‌آید؛ بلکه به نهادهای پاسخ‌گو، ضمانت‌های حقوقی و احترام به حقوق شهروندان نیاز دارد.

امنیت برای مردم، نه به بهای خاموش‌ساختن مردم؛ قدرت در چارچوب قانون، نه فراتر از پاسخ‌گویی!