به مناسبت روز جهانی مبارزه برای محو فقر
هفدهم اکتوبر، روز جهانی مبارزه برای محو فقر، فرصتی است برای بررسی یکی از بنیادیترین تناقضهای جهان معاصر: در جهانی که ظرفیت تولید ثروت و تأمین نیازهای اساسی انسانها پیوسته گسترش یافته است، چرا میلیونها انسان همچنان از نان، مسکن، آموزش، خدمات صحی و زندگی شایسته محروماند؟
این مناسبت ریشه در گردهمایی اعتراضی ۱۷ اکتوبر ۱۹۸۷ در پاریس دارد و در سال ۱۹۹۲ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شد.
فقر؛ فراتر از یک مشکل فردی
از منظر ماتریالیسم تاریخی، فقر را نمیتوان صرفاً نتیجهٔ ناکامی یا کمکاری فردی دانست. مناسبات تولید، مالکیت ابزار تولید، توزیع ثروت و روابط طبقاتی در شکلگیری و تداوم فقر نقش مهمی دارند.
مارکس در نقد اقتصاد سیاسی سرمایهداری نشان داد که برای درک نابرابری، باید مناسبات میان نیروی کار، مالکیت سرمایه و تصاحب ارزش تولیدشده را بررسی کرد. از این دیدگاه، پرسش اساسی تنها این نیست که جامعه چه مقدار ثروت تولید میکند، بلکه این است که ثروت چگونه توزیع میشود و چه کسانی از حاصل کار اجتماعی بهرهمند میشوند.
جنگ، استعمار، فساد، تبعیض و بحرانهای اقتصادی نیز میتوانند فقر را تشدید کنند. بنابراین، شناخت ریشههای آن مستلزم بررسی مشخص شرایط تاریخی و اقتصادی هر جامعه است.
افغانستان؛ فقر در سایهٔ بحران اجتماعی
افغانستان با پیامدهای دههها جنگ، ضعف تولید داخلی، بیکاری، وابستگی اقتصادی و محرومیت گستردهٔ اجتماعی روبهرو است. محدودیتهای اعمالشده بر آموزش و اشتغال زنان و دختران نیز بر زندگی خانوادهها و ظرفیت اقتصادی کشور تأثیر منفی میگذارد.
بر اساس گزارش برنامهٔ توسعهٔ سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۶، حدود ۲۸ میلیون نفر در افغانستان در سال ۲۰۲۵ قادر به تأمین نیازهای اساسی زندگی خود نبودهاند.
این وضعیت نشان میدهد که فقر در افغانستان تنها مسئلهٔ کمبود درآمد نیست؛ بلکه با فرصتهای محدود شغلی، ضعف خدمات عمومی، ناامنی غذایی و نابرابری در دسترسی به امکانات اساسی پیوند دارد.
از آگاهی اجتماعی تا دگرگونی اقتصادی
تجربهٔ جنبشهای کارگری و اجتماعی نشان میدهد که مبارزه با فقر به شناخت علل آن، سازمانیابی اجتماعی و برنامههای روشن اقتصادی نیاز دارد.
ایجاد فرصتهای شغلی پایدار، حمایت از حقوق کارگران، گسترش آموزش و خدمات صحی، توسعهٔ تولید داخلی، تأمین مسکن مناسب و رفع محدودیتهای زنان، از اقدامات ضروری برای بهبود زندگی مردم افغانستاناند.
از منظر مارکسیستی، این مطالبات باید در پیوند با بررسی مناسبات تولید، توزیع ثروت و ساختارهای اقتصادی جامعه قرار گیرند. کمکهای مقطعی میتوانند از رنج انسانها بکاهند، اما مبارزهٔ پایدار با فقر مستلزم پرداختن به عواملی است که آن را بازتولید میکنند.
نتیجهگیری
روز جهانی مبارزه برای محو فقر، تنها یادآوری رنج میلیونها انسان نیست؛ بلکه فرصتی برای پرسشگری دربارهٔ ساختارهای اقتصادی و اجتماعیای است که دسترسی به نیازهای اساسی را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار میسازند.
در افغانستان، آیندهای بهتر بدون توسعهٔ تولید داخلی، ایجاد اشتغال، گسترش آموزش، تأمین حقوق زنان و بهبود شرایط زندگی کارگران و زحمتکشان امکانپذیر نخواهد بود.
مبارزه با فقر، مبارزه برای زندگی شایسته، عدالت اجتماعی و برخورداری همگان از فرصتهای برابر است.