امروز در برههای از تاریخ خونبار و پر از رنج سرزمین عزیزمان افغانستان ایستادهایم که سکوت، به معنای پذیرش مرگ تدریجی هویت، آزادی و کرامت انسانی است. به عنوان فرزندان این خاک و پیشگامان جنبش نوین حزب خود، وظیفه تاریخی خود میدانیم که بیپرده، صریح و کوبنده، واقعیتهای عریان وضعیت سیاسی-اجتماعی کشور را به تصویر بکشیم و راه1های برونرفت از این بنبست تاریک را ترسیم کنیم.
۱. تحلیل وضعیت سیاسی-اجتماعی: فاجعه استبداد و انجماد تفکر
جامعه امروز افغانستان در چنگال سیاه ارتجاع، جهل و استبداد مطلق گرفتار آمده است. حاکمیت کنونی با تحمیل قرائتی خشن، واپسگرا و ضد انسانی، نه تنها حقوق بنیادین شهروندان سلب کرده، بلکه پایههای حیاتی اقتصاد، آموزش، فرهنگ و سیاست را به ویرانه مبدل ساخته است.
انجماد اجتماعی: زنان و دختران این مرز و بوم – که نیمی از پیکره جامعهاند – به کلی از عرصه اجتماع حذف شدهاند. محرومیت نسل جوان از دانش، علم و هنر، خیانتی نابخشودنی به آینده این کشور است.
بحران مشروعیت سیاسی: ساختار قدرت بر پایه انحصار، قومگرایی افراطی و سرکوب همهجانبه بنا شده است. هیچ نشانی از اراده ملی، قانونمداری و مشارکت عمومی در این سیستم به چشم نمیخورد و صدای حقطلبی تودهها در نطفه خفه میشود.
۲. ریشههای تاریخی انحطاط: چرا به اینجا رسیدیم؟
فاجعه کنونی معلول یک روز و دو روز نیست. این بحران، حاصل سالها تداوم فرهنگ استبدادپذیری، مداخلات مخرب بیگانگان، و غفلت نخبگان سیاسی از تحول بنیادین فکری در درون جامعه بوده است. تا زمانی که مناسبات کهنه قبیلهای، سنتهای پوسیده ضد عقلانیت و تفکرات بسته جای خود را به اندیشههای مترقی ندهند، چرخه باطل سقوط و بحران تکرار خواهد شد. مبارزه با این وضعیت، نیازمند یک جراحی عمیق در ساختار فکری و سیاسی جامعه است.
۳. ضرورت مبارزه تجددخواهانه و انقلابی
در برابر این نظم ظالمانه و انجماد مرگبار، اصلاحطلبیهای سطحی و تسلیمطلبانه محکوم به شکست است. ما به عنوان پیشاهنگان بیداری ملی، نیاز مبرم به یک مبارزه تجددخواهانه و انقلابی داریم. این مبارزه دارای سه رکن اساسی است:
1. انقلاب در اندیشه و فرهنگ (تجددگرایی): مبارزه با خرافات، جهل و قرائتهای متحجرانه از دین و سنت، پیششرط هرگونه تغییر پایدار است. تجددخواهی به معنای پیوند عمیق با دستاوردهای علم مدرن، حقوق بشر، برابری جنسیتی و ارزشهای دموکراتیک است.
2. مقاومت سازمانیافته و رادیکال (انقلابیگری): ایستادگی در برابر استبداد حاکم نیازمند تشکلهای قوی، برنامهریزی دقیق، اراده پولادین و مبارزهای پیگیر است. هیچ آزادیای بدون هزینه و بدون اراده قاطع تودههای بیدار به دست نیامده است.
3. بسیج ارادههای ملی: عبور از مرزهای تنگ قومی، سمتی و زبانی و ایجاد یک جبهه واحد ملی و مردمی برای نجات افغانستان از چنگال تباهی.
فرجام سخن: گام برداشتن به سوی فردای روشن
امروز پایهگذاری وبسایت حزب ما، شلیک نخستین گلوله واژگان در جنگ علیه جهل و استبداد است. ما به این خاک، به این مردم رنجدیده و به آیندهای آزاد و مقتدر ایمان داریم. بگذارید این مقاله، میثاقی باشد میان ما و تمام آزادیخواهان افغانستان؛ میثاقی برای ایستادگی، مبارزه بیامان و ساختن افغانستانی نوین، متمدن، آزاد و آباد.
راه دشوار است، اما اراده ما از سنگ خارا پولادینتر است. پیروزی از آنِ ارادههای مصمم است!