بارها در تاریخ دیدهایم که مردم به خیابان آمدند، حکومتها را به لرزه انداختند و حتی دیکتاتورها را سرنگون کردند. اما چند سال بعد، همان مردم دوباره زیر سلطهی طبقهای دیگر قرار گرفتند. چرا؟
زیرا خشم مردم، هرچند عظیم باشد، بهتنهایی برای پیروزی انقلاب کافی نیست. انقلاب یعنی به دست گرفتن قدرت سیاسی و ساختن نظمی نوین. این کار بدون سازمانی آگاه و منسجم ممکن نیست.
مارکس نشان داد که طبقهی کارگر تنها زمانی میتواند خود را رها کند که به یک نیروی سیاسی مستقل تبدیل شود. اما این لنین بود که تجربهی انقلابهای شکستخورده را جمعبندی کرد و به این نتیجه رسید که طبقهی کارگر برای پیروزی، به یک حزب پیشاهنگ نیاز دارد؛ حزبی که آگاهی انقلابی را با مبارزات روزمرهی مردم پیوند بزند.
حزب پیشاهنگ طبقه کارگر وظیفه رهبری انقلاب را دارد حزب انقلابی جایی است که تجربهها جمعبندی میشود، برنامه تدوین میشود، نیروها سازماندهی میشوند و مبارزه از حالت پراکنده به نیرویی واحد تبدیل میگردد.
دشمنان انقلاب از دولت، ارتش، سرمایه، رسانه و دستگاه تبلیغاتی برخوردارند. اگر طبقهی کارگر و زحمتکشان فاقد سازمان باشند، چگونه میتوانند در برابر چنین نیروی عظیمی پیروز شوند؟
تاریخ نیز همین را ثابت کرده است. انقلاب کمون پاریس به دلیل نداشتن رهبری و سازمان کافی شکست خورد. اما انقلاب اکتبر روسیه، با وجود حزب بلشویک، توانست قدرت را به دست گیرد و نخستین دولت کارگری جهان را بنا کند.
بدون حزب، اعتراضها پراکنده میشوند، فرصتطلبان رهبری جنبش را به دست میگیرند و دستاوردهای مردم از بین میرود. حزب پیشاهنگ طبقه کارگر تضمینکنندهی تداوم مبارزه و حافظ اهداف انقلاب است.
البته حزب واقعی، حزبی نیست که از مردم جدا باشد یا تنها در زمان انتخابات ظاهر شود. حزب انقلابی در میان کارگران، دهقانان، زنان، جوانان و همهی زحمتکشان حضور دارد، از آنان میآموزد و آنان را برای مبارزهای آگاهانه و سازمانیافته آماده میکند.
پس اگر انقلاب را یک کشتی در دریای طوفانی بدانیم، مردم نیروی حرکت آن هستند؛ اما حزب، سکان و قطبنمای آن است. بدون سکان، حتی نیرومندترین کشتی نیز در میان امواج سرگردان خواهد شد.
کارل مارکس و فردریک انگلس در مانیفست حزب کمونیست در باره حزب چنین نوشتند.
«پرولتاریا در مبارزهٔ خود با طبقات دارا، تنها زمانی میتواند بهعنوان یک طبقه عمل کند که خود را در قالب یک حزب سیاسی مستقل سازمان دهد.»
یا به گفته لنین کبیر در کتاب چه باید کرد
«بدون تئوری انقلابی، جنبش انقلابی وجود نخواهد داشت.»
و
«بدون یک سازمان نیرومند که در مبارزه آزموده
شده باشد، هدایت جنبش انقلابی ناممکن است.»
خلاصه
انقلاب بدون حزب ممکن است آغاز شود، اما بدون حزب به پیروزی پایدار نخواهد رسید. این، یکی از مهمترین درسهای تاریخ مبارزات انقلابی جهان است.