مقدمه: زن ستیزی تصادفی نیست، طبقاتی است!
تاریخ به ما آموخت که هر گاه طبقه حاکم در بحران مرگبار فرو میرود، اولین حملهاش را متوجه زنان میکند. سرکوب زن، حجاب اجباری، حذف از کار و تحصیل و خانهنشین کردن نیمی از جامعه، یک «مسئله فرهنگی» یا «برداشت از دین» نیست. این سلاح آبدیدهی نظام سرمایهداری در عصر انحطاط آن است.
امروز در افغانستان، این سلاح در دست مرتجعترین و سیاهترین باند سرمایهداری جهانی یعنی گروه طالبان قرار دارد. باید نقاب را از چهرهشان درید!
۱. طالبان کیست؟ یک گروه مذهبی نیست، ابزار سرمایه است!
لیبرالها و خردهبورژواهای سازشکار تلاش میکنند طالبان را پدیدهای «سنتی»، «قبیلوی» و «دینی» معرفی کنند. این دروغ بزرگ برای پنهان کردن ماهیت طبقاتی طالبان است.
طالبان چیست؟
طالبان ارتش نیابتی امپریالیسم است. طالبان محصول مشترک سازمانهای جاسوسی امپریالیسم آمریکا، انگلیس و پاکستان و پولهای کثیف نفتی خلیج است. طالبان پلیس ایدئولوژیک سرمایهداری جهانی برای سرکوب یکی از مبارزترین خلقهای منطقه است.
طالبان نماینده خالص طبقه فئودال-کمپرادور است. طبقهای که نه از تولید، بلکه از قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان، باجگیری از گمرکات، غارت معادن و گدایی از صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی زندگی میکند. این طبقه بدون سرکوب، بدون جهل و بدون به بند کشیدن زن، یک روز هم نمیتواند به حیات انگلی خود ادامه دهد.
بنابراین، جنگ ما با طالبان جنگ با چند ملا نیست. جنگ با تمام نظام سرمایهداری و امپریالیستی است که طالبان سگ زنجیری آن است.
۲. چرا زن اولین هدف است؟ چون زن اولین کارگر است!
مارکس کبیر آموخت: درجه رهایی زن، معیار دقیق درجه رهایی جامعه است.
سرمایهداری برای ارزانسازی نیروی کار، به ارتش ذخیره بیکاران نیاز دارد. چه ارتشی بهتر از میلیونها زن خانهنشین شده؟
با فرمان «زن نباید کار کند»، طالبان دو خدمت بزرگ به سرمایهداران میکند:
اول: دستمزدها را به نصف میرساند. با حذف زنان از بازار کار، رقابت را کم و عرضه نیروی کار مرد را ارزان میکند.
دوم: کار خانگی رایگان را تضمین میکند. نگهداری از کودک، پخت و پز، پرستاری از پیران و بازتولید نسل کارگران آینده، همه به دوش زن، بدون یک افغانی مزد، میافتد. این بزرگترین غارت تاریخ است!
حجاب اجباری و دیوارکشی مکتب و دانشگاه، زندان کردن بدن زن نیست، زندانی کردن نیروی مولده است. سرمایهداری زن را به ماشین جوجهکشی و خدمتکار مجانی تبدیل میخواهد. طالبان مجری صادق همین فرمان است.
۳. افشای خیانت: از دوحه تا کابل، یک معامله طبقاتی
به قدرت رساندن طالبان در ۱۵ آگست، «سقوط» نبود، یک معامله طبقاتی-امپریالیستی بود.
وقتی بورژوازی فاسد جمهوریت دیگر توان کنترل تودههای خشمگین، جنبش زنان و کارگران را نداشت، امپریالیسم آمریکا تصمیم گرفت مرتجعترین شکل دیکتاتوری سرمایه را جایگزین کند. توافقنامه ننگین دوحه، قرارداد تحویل دهی افغانستان به سرمایهداری لجام گسیخته به قیمت خون زنان بود.
امروز میبینیم: سفارتهای امپریالیستی یکی باز میشوند، میلیونها دالر هر هفته به کابل میرسد، معادن ما به شرکتهای چینی-آمریکایی فروخته میشود، اما دختران ما حق رفتن به مکتب را ندارند! این است ماهیت طبقاتی طالبان: آزادی کامل برای سرمایه، بردگی کامل برای زن و کارگر.
سخن آخر: بدون انقلاب زنان، هیچ انقلابی پیروز نمیشود!
لنین کبیر گفت: هر انقلابی که بدون مشارکت زنان باشد، محکوم به شکست است.
راه رهایی زنان افغانستان از طریق لابیگری با سازمان ملل، گریه در کنفرانسهای حقوق بشر و التماس از امپریالیستها نمیگذرد. نجات دهندهی زن افغان، خود زن افغان است، اما نه به عنوان یک جنس منزوی، بلکه به عنوان بخشی از طبقه کارگر و زحمتکش، در کنار برادران کارگر و دهقان خود، مسلح به تئوری مارکسیسم-لنینیسم!
ما میگوییم:
نه به حجاب اجباری، نه به حجاب تحمیلی امپریالیستی! بدن زن میدان جنگ ایدئولوژیک ارتجاع نیست!
کار برابر، مزد برابر! حق تحصیل و اشتغال بدون قید و شرط برای تمام زنان!
سازماندهی، سازماندهی، سازماندهی! هستههای مخفی زنان کارگر و دانشجو در هر محله، کارخانه و دانشگاه!
سرکوب زنان، آخرین تلاشهای یک نظام در حال مرگ است. نظامی که از آگاهی زن میترسد.
طالبان میرود، اما با دعا و اشک نه، با انقلاب قهرآمیز تودهها!
**زنده باد انقلاب سوسیالیستی!
زنده باد رهایی زنان از قید سرمایه و ارتجاع!
مرگ بر طالبان، مرگ بر سرمایهداری!**