بازگشت به فهرست خبرها و مقالات
مقاله
زبان: دری نویسنده: یما افغان

از ویکتوریا تا کابل: اعتصاب ۵۰۰۰ پرستار چه درسی برای جنبش کارگری افغانستان دارد؟

از مبارزه برای دستمزد عادلانه تا دفاع از کرامت انسانی و حق تشکل‌یابی کارگران

از ویکتوریا تا کابل: اعتصاب ۵۰۰۰ پرستار چه درسی برای جنبش کارگری افغانستان دارد؟

از مبارزه برای دستمزد عادلانه تا دفاع از کرامت انسانی و حق تشکل‌یابی کارگران

مقدمه

چرا اعتصاب پنجاه‌روزهٔ پنج هزار پرستار و قابله در ایالت ویکتوریای استرالیا در سال ۱۹۸۶، برای کارکنان صحی افغانستان اهمیت دارد؟

این تجربه نشان می‌دهد که دفاع از حقوق کارگران تنها با اعتراض‌های پراکنده ممکن نیست؛ بلکه به آگاهی صنفی، همبستگی و تشکل‌یابی مستقل نیاز دارد. مبارزهٔ پرستاران ویکتوریا نمونه‌ای از پیوند میان سازمان‌یابی کارگری و دفاع از کرامت انسانی است.

ویکتوریا، ۱۹۸۶؛ پنج هزار پرستار در برابر تصمیم ناعادلانه

در اواخر اکتوبر ۱۹۸۶، پرستاران و قابله‌های بخش دولتی ایالت ویکتوریا با طرحی روبه‌رو شدند که ساختار رتبه‌بندی شغلی و پرداخت معاش آنان را تغییر می‌داد. این طرح می‌توانست شمار زیادی از کارکنان باتجربه را به رده‌های پایین‌تر منتقل کند و امتیازهای مربوط به مدارک تخصصی آنان را کاهش دهد.

در ۳۰ اکتوبر، حدود پنج هزار پرستار و قابله در ملبورن گردهم آمدند و آغاز اعتصاب نامحدود را تصویب کردند. اعتصاب از ۳۱ اکتوبر آغاز شد و پنجاه روز ادامه یافت.

در جریان اعتصاب، بسیاری از کارکنان بدون معاش ماندند و خدمات شماری از شفاخانه‌ها با اختلال روبه‌رو شد. با وجود فشارهای دولتی و مدیریتی، همبستگی میان کارکنان و حمایت اتحادیه‌ها به ادامهٔ مبارزه کمک کرد.

سرانجام، در ۱۹ دسمبر ۱۹۸۶، اعضای اتحادیه پیشنهاد تازهٔ دولت به ارزش ۳۰٫۳ میلیون دالر استرالیا را پذیرفتند. این توافق شامل افزایش معاش، بازگرداندن امتیازهای تخصصی و ایجاد ساختار تازهٔ پیشرفت حرفه‌ای بود. پرستاران روز بعد به کار بازگشتند.

این اعتصاب نشان داد که سازمان‌یابی جمعی می‌تواند نیروی کار را به طرفی مؤثر در دفاع از حقوق حرفه‌ای و اقتصادی خود تبدیل کند.

تحلیل طبقاتی؛ درس‌های یک مبارزهٔ کارگری

از این تجربه می‌توان چند درس اساسی آموخت:

نخست؛ قدرت در همبستگی است. کارگر منفرد در برابر تصمیم‌های ناعادلانه قدرت محدودی دارد؛ اما نیروی سازمان‌یافته می‌تواند مطالبات مشترک را به‌صورت مؤثر مطرح کند.

دوم؛ دستمزد عادلانه بخشی از کرامت انسانی است. پرستارانی که مسئول مراقبت از جان انسان‌ها هستند، خود نیز به امنیت شغلی، معاش مناسب و محیط کاری سالم نیاز دارند.

سوم؛ زنان نیروی اساسی جنبش کارگری‌اند. حضور گستردهٔ زنان در حرفهٔ پرستاری نشان می‌دهد که دفاع از حقوق زنان شاغل و مشارکت برابر آنان در تشکل‌های صنفی، بخشی از مبارزه برای عدالت اجتماعی است.

از دیدگاه مارکسیستی، خدمات صحی بخشی از نیازهای اساسی جامعه است. بنابراین، دفاع از حقوق کارکنان صحی تنها یک مطالبهٔ حرفه‌ای نیست؛ بلکه با کیفیت خدمات درمانی و منافع عمومی جامعه پیوند دارد.

افغانستان؛ پرستاران در میان کمبودها و محدودیت‌ها

افغانستان با کمبود نیروی انسانی صحی، توزیع نامتوازن کارکنان درمانی و محدودیت منابع مالی روبه‌رو است. سازمان جهانی صحت در ارزیابی سال ۲۰۲۳، تراکم مجموع پزشکان، پرستاران و قابله‌ها را حدود ۱۰٫۳ نفر در برابر هر ده هزار نفر جمعیت گزارش کرده است.

در کنار این مشکلات، محدودیت‌های آموزشی و شغلی زنان، آیندهٔ نیروی انسانی زن در نظام صحی را نیز با نگرانی روبه‌رو ساخته است. محرومیت دختران و زنان از آموزش طبی و محدودشدن فرصت‌های کاری آنان، افزون بر نقض حقوق انسانی، دسترسی بخشی از جامعه به خدمات درمانی را دشوارتر می‌کند.

در چنین شرایطی، دفاع از حق آموزش و اشتغال زنان، پرداخت منظم معاش کارکنان صحی، امنیت محیط کار و فرصت‌های آموزش حرفه‌ای، از ضرورت‌های اساسی جامعهٔ افغانستان است.

چه باید کرد؟

تجربهٔ ویکتوریا را نمی‌توان بدون توجه به تفاوت‌های تاریخی و اقتصادی به افغانستان انتقال داد؛ اما اصول سازمان‌یابی و همبستگی کارگری در هر دو جامعه اهمیت دارند.

برای بهبود وضعیت کارکنان صحی افغانستان، چند اقدام اساسی قابل طرح است:

  • ایجاد تشکل‌های مستقل و پاسخ‌گوی صنفی برای پرستاران و قابله‌ها؛
  • دفاع از معاش منظم، قراردادهای شفاف و ساعات کاری عادلانه؛
  • تأمین تجهیزات و محیط کاری امن؛
  • گسترش آموزش تخصصی و فرصت‌های پیشرفت حرفه‌ای؛
  • تضمین مشارکت برابر زنان و مردان در تشکل‌ها و تصمیم‌گیری‌های صنفی؛
  • تقویت همبستگی میان پرستاران، پزشکان، آموزگاران و دیگر گروه‌های کارگری.

نتیجه‌گیری؛ دفاع از پرستاران، دفاع از سلامت جامعه است

اعتصاب پرستاران و قابله‌های ویکتوریا نشان داد که حقوق کارکنان بدون آگاهی، همبستگی و سازمان‌یابی تضمین نمی‌شود. این تجربه همچنین ثابت کرد که مبارزهٔ صنفی، هرچند دشوار و پرهزینه، می‌تواند زمینهٔ دستیابی به تغییرات واقعی را فراهم سازد.

برای افغانستان، دفاع از حقوق پرستاران با مبارزه برای آموزش همگانی، برابری زنان و مردان، امنیت شغلی و دسترسی مردم به خدمات صحی پیوند ناگسستنی دارد.

مبارزات پرستاران در استرالیا و افغانستان، با وجود تفاوت شرایط، در یک مطالبهٔ اساسی به هم پیوند می‌خورند: دفاع از کرامت انسانی، دستمزد عادلانه و حق برخورداری از تشکل مستقل کارگری.

پرستار برخوردار از حقوق و امنیت شغلی، بهتر می‌تواند به جامعه خدمت کند. دفاع از حقوق پرستاران، دفاع از سلامت مردم و گامی در مسیر عدالت اجتماعی است.